تبليغاتX
کمیته ورزشهای هوائی استان(همدان)

با کمال تأسف و تأثر درگذشت ناگهانی بزرگ مرد پرواز همدان (3/7/88) ، دکتر محمد مالمیر را به خانواده محترمشان و تمامی دوستان و آشنایان تسلیت گفته و برایشان آرزوی صبر و مسئلت داریم . روحش شاد و قرین رحمت باد .

به همین مناسبت مراسم ختم و هفت آنمرحوم به ترتیب در همدان و تویسرکان به شرح زبر منعقد میباشد .

مراسم ختم روز سه شنبه 7/7/1388 از ساعت 14:30 الی 16:30 در همدان - خیابان مهدیه - مسجد مهدیه

مراسم هفت روز پنجشنبه 9/7/1388 از ساعت 14:30 الی 16:30 در تویسرکان -  مسجد روستای شاه زید

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:58 توسط وحید غیائی |
به یاد دکتر....

به نام او که پرواز را به کبوتر آموخت

<< ای عبور ظریف ، بال را معنا کن ، تا پر هوش من از حسرت دیدار بسوزد >>

بزرگ بود و از اهالی امروز ، و با تمام افق های باز نسبت داشت و دست هایش هوای صاف سخاوت را ورق می زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند . به شکل خلوت خود بود و به شیوه ی باران ، پر از طراوت تکرار ، و صدای سبزش عاطفه ی زندگی . صدایی که فریاد می زد :

<< هر کجا هستم باشم ، آسمان مال من است >>

وقتی او بود ، عشق پیدا بود ، موج پیدا بود ، برف پیدا بود ، دوستی پیدا بود ، وقتی او بود ، دست می خندید ، کوه به خود می بالید ، آفتاب عاشقانه می تابید ، وقتی او رفت ، کوه لرزید ، آسمان غرید ، قلبهامان را ، اندوه از هم درید .

با او آسمان را یافتیم ، سر به آبی آسمان سودیم و در خور آسمان شدیم ، بی او در سرخی خونبار غروب ، بال و پر گداختیم .

ای در خور اوج ، آواز تو در کوه سحر ، تا به ابد باقیست . چه کسی می پنداشت آخرین پرواز زمینی ات را به اولین پرواز ملکوتی ات گره بزنی !؟

بالهای بهشتی ات را به کدام قیمت گزاف خریده بودی که این چنین مشتاقانه بال های زمینی ات را پروانه وار سوزاندی ؟؟

وا حسرتا...وا حسرتا ... که وقتی بالت را در کرانه آسمان بستی ، هراسی عظیم بر دلم نشست که مبادا بیفتی... ، چه خیال کودکانه ای !!... چون تو بالهای بهشتی ات را با خود یدک می کشیدی و به جای زمین خوردن ، تا بیکران آسمان پر کشیدی .

عقاب تیز پرواز قله های الوند ، در میوه چینی بی گاه فلک ، آشیانه خالی ات را چه غریبانه تنها گذاشتی و رفتی . مگر نمیدانستی یارانت را در فراق تو بال پروازی نیست ؟ و اگر هست دگر حوصله را یاری نیست .

درها را به طنین صدای گرم تو وا کردم . هر تکه نگاهم را جایی افکندم تا مگر بار دگر چهره ی خندان تو را ببینم و دویدم تا هیچ و دویدم تا چهره ی مرگ و فتادم بر صخره ی درد ، ته تاریکی ، تکه ای از خورشید دیدم ، بوی تو می آمد ، یادی بود پیدا شد ، دوستی بود تنها شد .

می گویند : << زندگی رسم خوشایندی است ، زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ، پرشی دارد اندازه ی عشق >> وسعت پرواز عاشقانه ات چه بی رحمانه تنگنای سینه ام را از هم می شکافد و فریادم را در گلو خفه می کند . با کدام حنجره وسعت اندوهت را فریاد بزنم .

ای مرغک زود آشنا ! دیری نپایید پر باز کردی ، از خانه ی پر اندوه دلم پرواز کردی ، ناگه تهی شد خانه من از سرودت ، ای مرغ رنگین گریزان ، کو آن پر و بال ؟ پرهای سرخ و آبی و زرد و کبودت چه شد ؟

با خود میگویم وقتی افتاد چه پژواکی که شنید مرگ ، و چه لرزی که دوید از بن غم تا به بهشت ...

در آخرین دیدار به دوستی مسافر گفتی : با تو وداع نمی کنیم که هجرانمان بس کوتاه است . و افسوس که من چه خوب فهمیدم که از دریچه نگاهت آهنگ وداع به گوش می رسد !!

من با تو عمری در سفر بودم در این راه ، اما تو راهت را جدا کردی ز راهم ، باز خواندم ز چشمت کاین سفر بی بازگشت است ... رفتی ؟ برو دست خدا به همراهت ای دوست ...

این روزها ، این روزهای استخوان سوز ، این روزهای درد و اندوه جگرسوز ، پرهایم پرپر شده است ، چشم نویدم به نگاهی ، تر شده است . سفری دیگر ای دوست ، پروازی از جنس خدا ، به بیکرانه ها پر کشیدن و به نور دست یازیدن . و بدانیم اگر نور نبود << منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد >> و بدانیم اگر مرگ نبود << دست ما در پی چیزی می گشت >> .

باز هم می گویم : << زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ >> نه تو می پایی و نه کوه ، نه تو می پایی و نه من ، دیده ی تر بگشا ، مرگ آمد در بگشا .

*********

دوست من ، آغاز پروازت مبارک ، دوست من ، پرواز زیبایت مبارک


                                                                                                                                                                                        سهیلا منصوری - بابک سماواتیان

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:57 توسط وحید غیائی |
دوست من٬اغاز پروازت مبارک٬دوست من٬پرواز زیبایت مبارک
وا حسرتا...وا حسرتا...که وقتی بالت را در کرانه ی اسمان بستی٬٬.هراسی عظیم بر دلم نشست که مبادا بیفتی٬٬..چه خیال کودکانه ای!!!چون تو بال های بهشتی ات را با خود یدک می کشیدی و به جای زمین خوردن٬٬تا بیکران اسمان پر کشیدی....................................................................................

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 23:58 توسط وحید غیائی |
فرم ثبت نام برای فستیوال و مسابقات(3تا6 فروردین1388 مینودشت گرگان) .........
دوستانی که قصد شرکت در فستیوال را دارند به قسمت نظر دهید مراجعه کرده و با ذکر نام و مشخصات و شماره تلفن.. امادگی خود را جهت شرکت در فستیوال اعلام کنند///با تشکر وحید غیائی

جشنواره بهاره پاراگلایدر مینودشت - باشگاه آسمان

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 22:16 توسط وحید غیائی |
چهارمین همایش و اولین مسابقات بین المللی
مجموعه هوانوردی آسمان مینودشت و باشگاه اوج ایر در نظر دارند با همکاری صمیمانه فرمانداری, تربیت بدنی و میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان و مجموعه های فعال در زمینه پاراگلایدر کشور, اولین دوره مسابقات و جشنواره بین المللی پاراگلایدر ایران و چهارمین همایش و مسابقات سراسری پاراگلایدر کشور در مینودشت را در بهار ۸۸ برگزار نمایند. علاقه مندان می توانند جهت شرکت در این همایش و مسابقات با توجه به شرایط ذیل و حداکثر تا تاریخ ۱۵/۱۲/۸۷ اقدام به ثبت نام نمایند. 
شایان ذکر است ثبت نام فقط از طریق تکمیل فرم ثبت نام و ارسال مدارک قابل قبول بوده و باشگاه هیچ مسئولیتی در خصوص پذیرش عزیزانی که مدارک خود را ارسال ننمایند, نخواهد داشت. 

تاریخ جشنواره 3 الی 6 فروردین 88 بمدت 4 روز می باشد


قابل توجه عزیزان علاقه مند به شرکت در جشنواره, اولویت پذیرش بر اساس ثبت نام و تکمیل فرم است, لذا پس از تکمیل ظرفیتها, بخشهای مربوطه فرم نیز خود به خود برداشته می شود
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 21:50 توسط وحید غیائی |
سایت های پروازی انتخاب شده برای جشنواره
با سلام به شما دوست و هوانورد عزیز
پیرو تماسهای مکرر عزیزان علاقه مند به شرکت در چهارمین جشنواره بهاره مینودشت, مطالب زیر در خصوص نحوه برگزاری و سایتهای پروازی در نظر گرفته شده , بشرح زیر به حضورتان تقدیم میگردد.

سایتهای پروازی در نظر گرفته شده عبارتند از:
سایت چراغ تپه 285 متر
سایت زنگلاب 750 متر
سایت تنگراه 1200 متر
سایت رامیان 430 متر


جشنواره بهاره پاراگلایدر مینودشت - باشگاه آسمان
نحوه سرویس دهی:
برگزاری افتتاحیه همچون سال گذشته در سالن اردوگاه
ارائه هدایایی به تمامی شرکت کنندگان محترم همچون صنایع دستی مینودشت و DVD جشنواره های 3 سال گذشته
ایاب و ذهاب از محل اسکان تا سایتها و برعکس توسط برگزار کننده
پذیرایی نهار در سایت جهت از دست ندادن زمان پرواز ظهر
برگزاری مسابقات هدف با طی نمودن مسافتی بیشتر از حد معمول (جهت آماده ساختن خلبانان برای مسافت)
اعلام نتایج مسابقات و برگزاری مراسم اختتامیه در اردوگاه و ارائه جوایز
                        

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 21:46 توسط وحید غیائی |
پروازی زیبا در یک روز زمستانی15/9/1387
با سلامی مجدد خدمت تمام دوستاران پرواز........امروز جمعه ۱۵/۹/۱۳۸۷وقتی از خواب بیدار شدیم اصلا باورمون نمیشد هوا اینقدر خوب.صاف وعالی باشد سریعا ساعت۱۱ گروهی از دوستان(اقای خوشدلان.اقای حیرانی.اقای عباسی.اقای هوشیار.اقا نوید.اقای اسکندری و خودم وحید غیائی)عازم بارابند شدیم هوا خیلی عالی بود ولی باد پشت بود و مجبور شدیم برای اینکه پرواز کنیم مدتی پیاده روی کنیم تا به کوه روبرو برسیم.....بالاخره با کلی مشکلات تو برف رسیدیم و اماده پرواز شدیم...وای چی بگم اخر زندگی بود کل منطقه کوهها.دشتها.همه سفید پوش شده بودن..سرعت باد هم بین۲۰تا۲۵ بود همه از ریژی که از دیواره سایت بوجود میامد  ارتفا خوبی گرفته بودن و رو سایت میچرخیدن...درسته هوا خیلی سرد بود ولی واقعا چنین پروازی در چنین فصلی بی نظیره....همه بین ۲۰ دقیقه تا ۴۵ دقیقه رو سایت پرواز کردیم ...فقط میتونم بگم جاتون خالی...............

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 20:45 توسط وحید غیائی |
پرواز در سایت شهرستانه(1387/8/17)
با سلامی دیگر به تمامی عاشقان پرواز......................امروز جمعه ۱۷/۸/۱۳۸۷ساعت ۱۰صبح گروهی از بچه های پرواز(اقای داوودی.اقای خوشدلان.اقای تقی نیا.اقای حیرانی.اقای صنوبری.اقای سرمد.اقای عباسی.اقای مدبران.اقا نویدوخودم وحیدغیائی)همگی به سایت شهرستانه رفتیم...هوا بر خلاف چیزی که فکر میکردیم خیلی عالی بود بازم طبق معمول من پرواز کردم و بعد از ۳۵دقیقه پرواز بر روی خود سایت بطور خیلی عال تابلند کردم ...بعد همگی دوستان به پرواز در امدند هوا خیلی خیلی عالی بود همه بچه ها رو سایت میچرخیدند همه دیگه کمتر از ۴۰۰یا۵۰۰متر ارتفا نداشتن همگی بین۵۰دقیقه تا ۳۰/۱ دقیقه پرواز کردن جاتون خالی بود به همه کلی خوش گذشت(ولی این هم بگم همه از سرما تو اسمان با اینکه مجهز به دستکش وپوشاک گرم بود بعد از نشستن بالا پایین میپریدن گرم بشن واقعا خیلی سرد بود ولی با این وجود خیلی بهمون مزه داد...حالا گذشته از این حرفا جای یکی از دوستان خیلی وقته تو گروه خالیه..درست حدس زدین بنیانگذار گروه پرواز بچه های اسمان..اقای مهدی کوکبی ..که مدتی است برای ادامه تحصیلات به هند رفتند و الان در باشگاه پروازی در هند همچنان به پرواز خود ادامه میدهند..ما هم از خداوند منان برای ایشان ارزوی سلامتی و توفیق روز افزون را ارزومندیم.....تا هفته دیگر و پروازی دیگر شما دوستان و عاشقان پرواز را به خدای منان میسپارم با تشکر..(وحید غیائی).همیشه پرواز را بخاطر بسپار

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:30 توسط وحید غیائی |
سایت اسد اباد سلام ما اومدیم
با سلامی مجدد خدمت تمام دوستاران پرواز ............  امروز مورخ ۴/۸/۱۳۸۷ساعت ۱بعد از ظهر گروه  پروازی بچه های اسمان همدان بعد از ۱۰ماه به سایت پرواز اسد اباد در ۵۸کیلومتری استان همدان رفتن...این سایت که از لحاظ موقعیت تکاف و دشت بسیار زیبا و جذابی که دارد نظر تمام کاراموزان را به خود جلب کرده بود...                                                           باز هم مثل همیشه من بالمو باز کردم و اماده پرواز شدم هوا زیاد جالب نبود باد بین ۴تا ۷کیلومتر بر ساعت بود و هوا هم کمی ابری بود نمی شد کاری کرد...بلاخره بعد از یک سرخوری به دشت پایین سایت رسیدم بعد اقای امیر حسین طالبی و اقای رامین اسکندری و شاگرد اقای صنوبری(محمد اقا)پرواز کرد بعد همگی به بالای سایت رفته و دوباره من و اقای طالبی و این دفعه برادر اقای اسکندری(اقا فرزین)به پرواز درامدیم و نزدیک دشت که اماده فرود شدیم ضد حال بدی خوردیم و در حال پرواز بارون گرفت و این دفعه مجبور شدیم تو بارون فرود بیایم و کلا بالامون و خودمون خیس شدیم ...در کل خوش گذشت و بیشترین هدف این گروه اشنایی کاراموزان با سایت اسد اباد بود...وبا تشکر از اقای داوودی و اقای سرمد که طبق معمول در همراهی کردن کاراموزان بیشترین نقش را ایفا میکنند...تا هفته بعد و پروازی دیگر شما دوستان را به خدای منان میسپارم ...با تشکر.(وحید غیائی) 
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 20:59 توسط وحید غیائی |
پرواز و تمرین ریورز در امامزاده سلطان زمان کوه.(جاده قهاوند)6/7/1387
با سلامی دیگر به دوستاران پرواز...امروز ساعت ۴۰/۷دقیقه صبح از همدان حرکت و بطرف سایت بارابند در ۲۸کیلومتری جاده ملایر رفتیم و ساعت۳۵/۸به انجا رسیدیم ولی باد خیلی زیاد بود و مجبور شدیم دوباره به همدان برگردیم در بین راه گفتیم سری هم به سایت امامزاده سلطان زمان کوه(جاده قهاوند)بزنیم به انجا رفتیم هوا بد نبود میشود یه جورایی تحملش کرد...بعد از دقایقی که هوا تثبیت شد خودم(وحید)به پرواز درامدم و بعد از من نوید ....ولی طولی نکشید که باد پشت شد و پرواز هم کنسل شد...به۷کیلومتری محل لند رفتیم تا دوستان بتونند ریورز تمرین کنند بعد از۳۰/۱ ریورز در باد زیاد به همدان برگشتیم ولی همچنان باد سیستم داشتیم و نشد پرواز کنیم ولی تا شب ساعت۱۵/۱۰پیش هم بودیم و کلی بهمون خوش گذشت ...لطفا برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 0:21 توسط وحید غیائی |